۱۳۹۰ آذر ۶, یکشنبه

خواب عارف

https://www.facebook.com/atefeh.egh/photos/a.601934386584655.1073741825.116995998411832/128319037279528/?type=3&theater



دیروز خواب دیدم ، برادرم عارف که در سی خرداد شصت به خاک و خون غلطید. در خانه ی قدیمی مان در تهران به سراغم آمده. من روبرویش ایستاده ام و او در حالیکه با محبت دستهایش را بدور من حلقه زده از من میخواهد با او به یک مجلس عروسی بروم. من با خود فکر میکنم، این مجلس عروسی چگونه است؟ و چه نوع لباسی باید بپوشم؟ بعد به خود میگویم که شاید عارف میخواهد مرا بعنوان دوست خود به دیگران معرفی کند. در خواب به سراغ مادر میروم او برایم توضیح میدهد که : یک جشن عروسی در فامیل است و از هر خانه یک نفر را دعوت کرده اند ولی هر کس می تواند یک همراه با خود ببرد برای همین است که عارف به تو پیشنهاد داده است... در همین افکار از خواب بیدار میشوم... به معنی رویایم اندیشیدم ! رویایم از چه چیز نشانه دارد؟ مادر همیشه میگوید خواب را خوب تعبیر کن و صدقه بده.. آنرا خوب تعبیر میکنم و چند سکه به عنوان صدقه روی کمد می گذارم... اما هنوز به رویایم با عارف می اندیشم. این جشن عروسی و این همراه بودن من با عارف چه چیزی را میخواهد به من بگوید؟

عاطفه اقبال - 27 نوامبر  2011

هیچ نظری موجود نیست:

پست کردن نظر